بررسی و تحلیل «رمانتیسم جامعه‌گرا» در ادبیات غنایی (با تکیه و تأکید بر اشعار شهریار

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

هیئت علمی دانشگاه پیام نور نجف آباد

چکیده

رُمانتیسم یا رمانتیسیزم در آغاز امر نوعی شورش ادبی علیه قوانین عقل‏گرایانه‏‎ی مکتب کلاسیسیسم که مکتب جا افتاده‏ی رنسانس و دوره‏ی خردگرایی در اروپا بود، به حساب می‏آمد. متفکرین و هنرمندان این گرایش، تأکید فرهنگی بر خرد را محدودکننده و سرکوبگر روح آدمی می‌دانستند و بر مؤلفه‌هایی چون هنر، شور، هیجان، تخیّل، مضامین معنوی، مناسک و نمادها تأکید می‌کردند. اما رفته رفته این شورش از عرصه‏ی اجتماع و سیاست به حوزه‏ی ادبیات و هنر نیز کشیده شد و یک مکتب همه جایی و همه گیر شد که تأثیر شگفت آن بر ادبیات فارسی انکار نشدنی است. در ایران عصر مشروطه، در پی تحوّلات و تغییر ساختار سیاسی و تا حدّی اجتماعی ایران، ادبیّات از این رخداد متأثّر شد. شاعران این دوره با رهایی از مکتب کلاسیسم، به نوگرایی تمایل پیدا کردند و نفرت و انزجار از عقل‌گرایی را در کلمه کلمه‌ی شعر خود نشان دادند. شاعر عصر مشروطه با رویکردی منتقدانه نسبت به واقعیت‌های موجود در برجسته‌سازی مشکلات می‌کوشد و برآنست تا ناهمگونی‌های جامعه را به چالش بکشاند. این پژوهش، به شیوة تحلیلی، به بررسی تأثیر مکتب رمانتیسم بر اشعار شهریار می‌پردازد و اینچنین برمی‌آید که اغلب شاعران مشروطه شاعرانی رمانتیک جامعه گرا به شمار می‌روند که تلاش می‌کنند با زبانی نمادین و رمانتیک برای از بین بردن نابرابری‌ها و نابسامانی‌های جامعه راهکارهایی ارائه دهند.

کلیدواژه‌ها